بیش فعالی های دولت ناشی از چیست؟

پیش از مطلب: بیشتر از یک ماه بود به دلایلی وبلاگ به روز نمی شد. اما امیدوارم که از این به بعد به یاری خدا بتوانم منظم تر و بهتر وبلاگ را به روز کنم.

و اما مطلب:

بهتر است قبل از پاسخ به سوال بالا، به این مساله اشاره کنیم که اصلا بیش فعالی چیست و آیا دولت ما بیش فعال است؟

ahmadi-nejad

بیش فعالی چیست؟

در اصطلاح روانشناسان بیش فعالی به نوعی اختلال گفته می شود که در آن فرد بطور غیر عادی تحریک پذیر و پر تحرک می شود. به شدت و غلظت پاسخهای عاطفی و عصبی از خود بروز میدهد و رفتارهای او اکثرا حالت تکانشی و غیرقابل پیش بینی دارند.

معمولا چنین افرادی این نوع رفتار را به عنوان رویه غالب خود بر می گزینند و آگاهانه یا نا آگاهانه این  رفتار را به خاطر حس کمبود یا کم توجهی از خود بروز می دهند و در حقیقت قصد دارند با اتخاذ این روش احساسات اطرافیان را به سمت خود برانگیزند یا حداقل آنها را مجبور به واکنش نشان دادن نسبت به خود کنند.

Ahmedi

آیا دولت ما هم…؟

دولت آقای احمدی نژاد از همان ابتدای روی کار آمدن در سال 84 و حتی پیش از آن در مرحله تقابل هم و غم تبلیغاتی خود را روی تقابل ها و واکنشهای احساسی و نوعی مطرح کردن خود متمرکز کرد. مثلا ما هیچگاه در دولتهای قبلی عنوان دولت هفتم یا دولت هشتم یا پنجم و غیره را نشنیده بودیم(یا حداقل به این تناوب نشنیده بودیم) در حالیکه دولت نهم! پای همه کارهای خود از عادی تا غیرعادی یک مهر و امضای گنده “دولت نهم” می انداخت، با مضمون “این یادگار من است”!

تنها دولتی که از اساس تمام اقدامات دولت های قبلی را ناچیز و حتی خائنانه و غلط جلوه می داد همین دولت بوده. این مساله تا جایی پیش رفت که تنها حربه تبلیغی و دلیل توجیهی دولت نهم شده بود لکه دار کردن اقدامات گذشتگان! هنگامی که بحث مدارک تقلبی مطرح میشد به جای دفاع  به متهم کردن دولتهای قبلی به اقدامات مشابه می پرداختند. هنگامی که وعده ها عملی نمی شد آن را به خاطر اثرات غلط دولتهای قبلی می دانستند. هنگامی که بحث انرژی هسته ای میشد ادعا می کردند که تمام اقدامات در دولت ایشان انجام شده است(حتی پروژه هایی که ریشه در طرح های قبل از انقلاب داشتند)و بسیاری اقدامات و توجیهات دیگر که خواننده محترم بهتر با آنها آشناست.

در هر صورت بنای دولت احمدی نژاد از همان آغاز بر ایجاد تنش و تضاد با دیگران استوار بوده و در صورت ناتوانی نیز به برانگیختن عواطف و استراتژی مظلوم نمایانه روی آورده است. برخورد دولت نهم با مسائل معمولا حالت انفجاری داشته. مثلا یک بار از دم گرانی گوجه فرنگی را انکار میکند و سال دیگر به ناگاه هزاران تن گوجه فرنگی برای پیشگیری از چنین مشکلی وارد میکند. حتی پروژه های دولت نهم هم چنین حالتی دارند.  طرح های ضربتی برای افتتاح راه آهن شیراز یا راه آهن کرمان-زاهدان را که یادتان هست؟ افزایش ناگهانی حقوق ها بعد ها کم کردن آنها…حتی حجم مصوبات هم خبر از علاقه دولت به اقدامات انفجاری و ضربتی دارد مصوبه های هزار تا در جلسه و غیره. این رفتار را در برنامه های اقتصادی هم می بینیم. مثلا ریختن میلیاردها تومان در قالب طرحهای زود بازده در دست و پای جامعه .  و به ناگاه محدود کردن وامها. دستور ضربتی برای کم کردن میزان بهره بانکی یا دستور ناگهانی برای منحل کردن صندوق ذخیره ارزی.

این واکنشها در عرصه سیاسی هم نمود داشته که یک نمونه آن دستگیری ملوانان و ایجاد یک بحران ناگهانی در روابط انگلیس و مطرح کردن مسائل جنجالی و سپس ناگهان آزادی آنها با کت و شلوار و دیده بوسی! یا مثلا تهدید به حذف اسراییل از نقشه و ریختنشان به دریا! در کنار ادعای دوستی با “ملت اسراییل” : (در حالیکه وقتی ما کشوری به نام اسراییل را  نمی شناسیم، قاعدتا صحبت از ملیت اسراییل هم طنزی بیش نخواهد بود)  حتی مکالمات معمولی و اظهارات رییس و اعضای دولت هم پر از حرفهای ناگهانی و محیرالعقول هستند. تمایل ناگهانی رییس جمهور به بیان عبارت “ایشان مثل هلو هستند، آدم می خواهد بخورتشان!” را چگونه می توان تفسیر کرد مگر از  طریق واکاوی تمایل شدید رییس جمهور به بیان حرفهای جنجالی و شکستن ناگهانی هرگونه قاعده و عرف.

پاسخ به اعتراضات بعد از انتخابات هم حتی به زعم بسیاری از سرشناسان جناح راست متناسب با نوع و ابعاد اعتراضات نبوده و همین اقدامات و اظهارات عجیب رییس جمهور ،قبل و بعد از انتخابات زمینه ساز و تشدید کننده شکاف اجتماعی در ایران شد که اکنون آن را می بینیم و مطمئنا در کوتاه مدت و درزا مدت اثرات شدیدی در سیستم اجتماعی و سیاسی ایران خواهد داشت و بعبارتی جای این زخم به این زودیها رفتنی نیست.

16151_358

بیش فعالی های دولت ناشی از چه میتواند باشد؟

دولت دقیقا به این مساله پی برده است که رفتارهای رادیکال و خارج از عرف همواره واکنشهای رادیکالی(موافق یا مخالف) به دنبال خواهد داشت. باید گفت دولت اصلا دقیقا همین واکنشهای رادیکال را جستجو میکند. به گفته خود احمدی نژاد که همواره علاقه اش را “به جداشدن رهها” بیان کرده است،  دولت همواره به دنبال عمیق کردن مرزبندیهاست تا بتواند جامعه را با نوع رفتارهای چکشی خود سازگار کند و مجبور به تطابق خود با شرایط “نرم” و “باج دهی به مخالفان”  نباشد. طبیعتا وقتی شرایط بحرانی میشود و از هر دو طرف واکنشهای کوبنده و احساسی صادر میشود، قبح عمل  طرف آغاز کننده خشونت کاهش می یابد.  بگذارید مطلب را مثالی روشن تر کنم:

وقتی شما در خیابان شاهد نزاع و بقه گیری دو نفر هستید بدون توجه به شرایط حین و قبل از درگیری یک تصورات کلی در مورد طرفین به شما دست میدهد. مثلا اگر بدانید که یکی از این دو نفر که دارند با شدت به چک و چانه هم می زنند یک پرفسور است بسیار متعجب خواهید شد و ممکن است اصلا باور نکنید. یعنی نفس برخورد رادیکال باعث میشود که قضاوتها تا حد زیادی مخدوش ود و طبیعتا کسی از مخدوش شدن قضاوتها سود می برد که حق با او نیست.

به هر حالت همانطور که در مورد افراد بیش فعال گفته شد، دولت شما را مجبور میکند که واکنش احساسی در مقابل او بگیرید حالا یا به نفع او و یا بر علیه او. این خیلی خوب است!!! چرا؟ اگر شما واکنش مثبتی نشان دهید که خب دولت توجه شما را به دست آورده و اگر واکنشتان منفی باشد این سیکل رادیکال اینقدر باید ادامه پیدا کند که یا شما از نفس بیفتید یا به صف موافقان بپیوندید.

بد نیست بازهم به تعریف بیش فعالی مراجعه کنید و شرایط بیش فعالی را با رفتارهای دولت مقایسه کنید. به نتایج بیشتری از این مطلب دست و پا شکسته من می رسید. من را هم از لذت دانستن این نتایج بی بهره نگذارید.

ترانه موسوی ! راست یا دروغ؟

اگر پیگیر اخبار (چه اخبار رسمی دولت و چه اخبار غیردولتی) باشید حتما نام ترانه موسوی را شنیده اید.

تصویر منسوب به ترانه موسوی
تصویر منسوب به ترانه موسوی

خانم جوانی که گویا به هنگام شرکت در مراسم هفتم تیر در مسجد قبا  توسط نیروهای لباس شخصی ربوده می شود و گفته می شود که بعد از انتشار اخباری مبنی بر احتمال هتک حرمت وی، جنازه سوخته اش در اطراف قزوین یافته میشود. (شرح کامل ماجرا را از اینجا بخوانید)

گویا این خبر ابتدا توسط سایتهای نوروز شهرزاد و وبلاگ چریک آنلاین و زیر زمین منتشر شده است.

خبر ابتدا بسیار شوکه کننده به نظر می رسد، بنابراین دوست داریم خبر را باور نکنیم، از طرف دیگر خبر منتشر شده دارای جزئیات فراوانی است. مثلا اینکه متولد سال 60 است و  در تقاطع میرداماد و شریعتی کلاس آرایشگری داشت، یا پدرش دندانساز و درارای ناراحتی قلبی بوده (و بنا به گفته وبلاگ چریک آنلاین اخیرا درگذشته است) حتی عکسی هم از او منتشر شده است (البته قطعیت تعلق عکس به ترانه موسوی مورد نظر، مشخص نیست)

در میان اخبار منتشر شده گفته هایی از شاهدان عینی یا خانواده وی نقل شده اما همچنین ذکر شده است که آنها هیچکدام نمی خواهند رسما این مطالب را عنوان کنند. چه ماجرا درست باشد و چه غلط، دلایل زیادی وجود دارد که افراد مطلع سعی کنند خطرات مختلف را به جان خود نخرند و بسیار محتاطانه با قضیه برخورد کنند. هرچند در دسترس بودن مدارک معتبر تر ، بهتر میتوانست صحت و سقم قضیه را مشخص کند اما در عین حال دلیل واضحی بر رد مدعاها نیز وجود ندارد.

صدا و سیما واکنش نشان می دهد:

بعد از گذشت 20 روز از انتشار خبر ترانه موسوی، صدا و سیما به ناگاه از دیروز در صدد بر می آید تا به این مساله پاسخ بدهد. نفس این واکنش صدا و سیما از دو بعد قابل توجه است:

1- صدا و سیما معمولا با نادیده گرفتن اصل قضایا سعی میکند در چنین مواقعی از طریق انکار کل ماجرا پیش برود. تجربیات قبلی نیز نشان داده که صدا و سیما در برابر اخبار این چنینی (هرچند هم پر سر و صدا باشد) تا آخرین نفس  ایستادگی میکند و از مکانیزم “انکار” استفاده میکند. با توجه به این شرایط خود واکنش نشان دادن صدا و سیما به این خبر میتواند جالب توجه باشد.

2- تاخیر 20 روزه در تهیه و پخش این “جوابیه” نیز قابل تامل است.  در حقیقت نوع گزارش تهیه شده (که در سطرهای بعدی تحلیل خواهد شد) نشان می دهد که  این گزارش کار چندان زمان بری نبوده که نیاز به 20 روز دقت و عملیات پیچیده داشته باشد. اتفاقا برعکس، تدوین ناشیانه و تغییرات مکرر در بازپخشهای آن نشان میدهد که کار بسیار سرسری و عجولانه تهیه شده است. اما چرا بعد از 20 روز؟

اما گذشته از این دو موضوع، گزارش صدا و سیما موارد جالب دیگری نیز در خود دارد:

1- تنها سه ترانه موسوی در کل کشور؟!

گزارش تلوزیون ادعا میکند که آمار تمام ترانه موسوی های ایران را در آورده و تنها سه ترانه موسوی در ایران وجود دارند دو تایشان سالهاست که در خارج از کشور هستند و به ایران نیامده اند و دیگری تنها دو سال دارد!! این ادعا چنان ساده و سطحی است که میتوان به راحتی آن را رد کرد. اولا بنا به آمار مرکز ثبت احوال ایران (در این آدرس جستجو بفرمایید(  حداقل 4812 نفر با نام ترانه تاکنون در سیستم رایانه ای این مرکز ثبت شده اند.  متاسفانه من سیستمی برای پیگیری آمار نامهای خانوادگی پیدا نکردم. اما می توان گفت فامیل موسوی از نظر تعداد، جزو رایجترین فامیلی های ایران است. با این وجود، حتی اگر یک درصد احتمال موسوی بودن نام فامیلی کسی را بدهیم. بازهم حداقل 50 ترانه موسوی باید داشته باشیم.

توضیح در حاشیه: البته هیچگاه قوانین احتمالات دقیقا به معنای اثبات فراوانی یک رخداد نیست (به زبان ساده تر احتمال 50% شیر شدن سکه، هیچ وقت به این معنی نیست که حتما در دو بار پرتاب سکه یکی از آنها شیر خواهد آمد.) اما این احتمالات در تحلیل می تواند کمک کننده باشد.

علاوه بر آن میتوان براحتی موارد نقضی برای این آمار سه تایی تلویزیون راستگو! پیدا کرد. مثلا آن ترانه موسوی که در گروه موسیقی ارکیده نوازنده ابوا بوده(منبع)  یا ترانه موسوی که در گرگان مدیر یک آموزشگاه است (این لینک)همچنین جستجو در مرکز اطلاعات 118 نیز نشان میدهد علاوه بر این موارد ، تعداد زیادی ترانه موسوی تلفن دار در تهران داریم(در حال حاضر سایت اطلاعات 118 کلا داون شده و بعید نیست در چند روز آتی تعدیل هایی در برخی اسامی صورت گرفته باشد)

t-m-tv

2-ما همان ترانه موسوی را که گفتید یافتیم!

غیرحرفه ای ترین بخش گزارش به این ادعا مربوط میشود. با این ادعا اگر تلوزیون نتواند اثبات کند که این ترانه همان ترانه است(که نتوانست) تیغ به سمت خودش بر میگردد زیرا قسمت مشکوک قضیه(وجود چنین فردی و چنین احتمالی) را با این عمل اثبات کرده اما نتوانسته صحت و سلامت او را تایید کند و سرجمع این دو به نفع تایید شایعه خواهد بود.

تلوزیون به راحتی ادعا میکند که دارد با خانواده ترانه موسوی دیدار میکند اما خود ترانه مورد نظر در دسترس نمی باشد. تنها عکسی هم که در این دیدار نشان داده می شود همان عکسی است که در اینترنت از او منتشر شده (تاکید میکنم که دلیل قاطعی هم بر تعلق این عکس به همان ترانه موسوی اصلی نداریم) اصولا گزارشگر اگر میتوانست، براحتی کذب بودن شایعه را اثبات میکرد، چگونه؟ با نشان دادن چند عکس دیگر یا کارت شناسایی از همان ترانه موسوی که پیدایش کرده اند. گزارشگری که تا درون چاردیورای خانواده موسوی رفته و عکس منتشر شده او در اینترنت (آن هم در قطع بزرگ)را هم در دست دارد، آیا از نشان دادن . یک قطعه عکس رسمی او حیا میکند؟

در حقیقت ما در این گزارش ترانه موسوی را نمی بینیم؟ چرا؟ چون خارج است! تنها یک نیمچه گفتگوی تلفنی می شنویم که باید بپذیریم همان ترانه است! گزارشگران برون مرزی صدا و سیما که وقت تهیه گزارش از بستنی فروشهای لندن را هم دارند، در این فرصت 20 روزه نتوانسته اند با ترانه موسوی اصلی گزارشی تهیه کنند.  همچنین خانواده او هم که  در این نمایش تلوزیونی شرکت داشته اند، حداقل یک عکس دیگر (غیر از عکس منتشر شده در اینترنت) از او ندارند.

جالب نیست؟ از سه ترانه موجود، یکی 2 سالش است، یکی 40 سال است به ایران نیامده و دیگری که متولد 63 است، هیچ عکس و نشانی از خود نزد خانواده اش نگذاشته و او هم سالهاست در کانادا زندگی میکند.

سناریو تکمیل است، بدون اینکه مجبور باشیم خود ترانه موسوی  یا هرگونه مدرک دیگری از سلامت او را نشان دهیم!

شاید همین الان که من این متن را می نویسم، عده ای از عزیزان در صدا و سیما در حال ساخت تصاویر با کیفیت و مدارکی برای اثبات زنده بودن ترانه موسوی هستند!

3- اگر بنا به دروغ باشد؟

به راستی اگر قصد منتشر کنندگان خبر ترانه موسوی دروغ بوده، چرا فرد معلوم المکان و  با مشخصات دقیقی را برای این کار انتخاب کرده اند؟ گزارش تلوزیون این ادعا را مطرح میکند که این عکس و آن مشخصات دقیقا مال کسی به نام ترانه موسوی است. یعنی اصل وجود فرد با تمام جزییاتش درست است. آیا شایعه پردازان نمی توانستند فرد موهومی  با مشخصات متناقض را بعنوان سوژه در نظر بگیرند؟  کسی قصد شایعه سازی دارد و اینقدر آدرس دقیق در مورد دروغ خود می دهد، منطقا می داند که این دروغ ابه راحتی فشا خواهد شد. پس چرا باید این کار را بکند؟

در اینجا سوالهایی مطرح می شود:

آیا آن کسی که صدا و سیما پیدا کرده واقعا ترانه موسوی بوده؟ آیا اصلا خود این شایعه ساخته و پرداخته کسانی بوده که  عمدا می خواستند با ارائه آدرس دقیق دروغ بودن شایعه خودشان را اثبات کنند؟ آیا این مساله و تکذیب بعدی ، نقش سرپوش را برای برخی مسائل دیگرایفا می کرده؟ شاید هم ماجرای نقل شده کاملا صحت داشته که چنین آشفتگی را برانگیخته است؟

به هیچ عنوان قصد قضاوت در این مورد را ندارم، زیرا که نه مستنداتی به نفع شایعه منتشره دیده ام و نه مستنداتی بر علیه آن. در حقیقت پرداختن ناشیانه تلویزیون به قضیه بیشتر شک من را بر می انگیزد. در هر حال، مشکل کشور ما این نیست که چرا ما فقط سه تا ترانه موسوی در کشور 70-80 میلیونی مان داریم. مشکل ما این هم  نیست که چرا از هر اسم ایرانی دو سوم افرادش خارج از کشور زندگی میکنند! مشکل ما حتی این هم نیست که  اخبار منتشره در مورد یک فرد بخصوص درست بوده یا نه!

به این موضوع پرداختم، نه برای تعیین جای منفی ها و مثبت ها، بلکه برای تفسیر یکی از فرآیندهایی که امروزه به روند جاری تبلیغاتی تبدیل شده است.

Share this Post

آنفلوانزای خوکی و آنچه که باید بدانیم

معرفی:

آنفلوانزای خوکی swine fluیا آنفلوانزای H1N1 که از انواع آنفلوانزای Aاست در حقیقت یک نوع آنفلوانزای شایع و اندمیک  میان خوکهاست. مانند سایر انواع آنفلوانزا این بیماری هم ویروسی بوده و میتواند جهش پیدا کرده و تغییر یابد. که جهش اخیر آن باعث سهولت انتقال آن از انسان به انسان شده است. یعنی برخلاف  اکثر موارد سالیان قبل که این بیماری بیشتر از خوک به انسان منتقل می شد ، اکنون برای انتقال هیچ نیازی به بودن پای یک خوک در میان نیست!

ویروس آنفلوانزای خوکی

ویروس آنفلوانزای خوکی

در ایران وضع چطور است؟

مثل مورد همه گیری آنفلوانزای مرغی ، این بار هم مسوولان ایرانی در ابتدا وجود موارد بیماری در ایران را انکار کردند و حتی به تمسخر اقدامات آموزشی و پیشگیرانه سایر کشورها  پرداختند و آن را روشی استکباری برای فروش داروهای ساخت آمریکا دانستند! اما با پیشرفت ماجرا اکنون مسوولان  در ایران هم به تکاپو افتاده اند، هرچند این تکاپو تاکنون منجر به ایجاد هیچ مرکز خاصی برای مدیریت و کنترل این بیماری یا ارائه آموزشهای همگانی موثر  یا واردات و معرفی داروهای مورد نیاز نشده است. و بیشتر به تایید و تکذیب اخبار محدود میشود.

طبق گزارشات دولتی حدود 250 مورد مبتلا در ایران داریم. گزارشاتی نیز حاکی از چند مورد مرگ و میر ناشی از این بیماری در ایران است. (مثلا در استان هرمزگان)

خب حالا چه کنیم؟

همانطور که انتقال این بیماری ساده است, پیشگیری از آن هم بسیار ساده است.رعایت نکات اولیه مثل پرهیز از روبوسی و تماس پوستی با دیگران و شستشوی مرتب دستها ،  پرهیز از زدن دستها به چشم و بینی و استفاده از ماسک در مکانهای عمومی و شلوغ میتواند تا حد بسیار زیادی جلوی شیوع بیماری را بگیرد.

از کجا بدانم این سرماخوردگی آنفلوانزای خوکی نیست؟

علائم آنفلوانزای خوکی شبیه آنفلوانزای معمولی است: تب، سرفه، گلودرد، سردرد، احساس سرما ، خستگی و دردهای عضلانی در این نوع آنفلوانزا دیده میشود،  ممکن است حالت تهوع یا حتی استفراغ و اسهال هم همراه علائم دیگر دیده شود.

برای مشکوک شدن به آنفلوانزای خوکی وجود علائم فوق بعلاوه وجود سابقه ابتلا به آنفلوانزای خوکی (یا سفر به مناطق مشکوک) در یکی از اطرافیان فرد کفایت میکند. جواب ندادن بیماری به درمان معمول آنفلوانزا هم شک به احتمال آنفلوانزای خوکی را بر می انگیزد. فرد مشکوک سپس باید تحت بررسی آزمایشگاهی (نمونه از ترشحات بینی و گلو) قرار گیرد تا بیماری اثبات شود.

علائم آنفلوانزای خوکی به تفکیک ارگان

علائم آنفلوانزای خوکی به تفکیک ارگان

مرگ و میر ناشی از آنفلوانزا!

اکثر موارد آنفلوانزای خوکی حتی بدون درمان هم بطور کامل بهبود می یابند اما در این میان بعضی موارد به دلایلی با خطر مرگ مواجه میشوند. دلایل مرگ در اثر آنفلوانزای خوکی : ذات الریه (پنومونی) و نارسایی تنفسی ، از دست دادن آب بدن (ناشی از اسهال) ، اختلال الکترولیتها و اسید و باز بدن (بدلیل اسهال و استفراغ) تب بالا (که منجر به اشکالات سیستم عصبی می شود.

با کنترل علائم و دریافت درمان صحیح احتما مرگ و میر بسیار پایینتر هم می آید.

افرادی که بیشتر در معرض خطر مرگ ناشی از بیماری هستند:

کودکان، خانمهای باردار، افراد سالخورده، افراد دارای نقص ایمنی یا دارای بیماری زمینه ای جدی (مخصوصا بیماریهای تنفسی)

درمان:

در درمان باید به داروهای ضدویروس و نیز درمانهای حمایتی توجه کرد.

درمانهای ضدویروس هم بیماری را محدود می کنند و از شدت آن می کاهند و هم احتمال ایجاد عوارض بعدی را کاهش می دهند. در میان داروهای ضد ویروس، داروهای اوسل تامی ویرoseltamivir (تامی فلو) و زانامی ویر zanamivir(رلنزا Relenza) برای درمان آنفلوانزای خوکی توصیه شده اند. چون نوع جدید آنفلوانزای خوکی که باعث همه گیری اخیر است به داروهای ضد ویروس دیگر (مثل آمانتادین و ریمانتادین) مقاوم است.

درمانهای حمایتی نیز بیشتر بر کنترل علائم بیماری (نظیر تب و اسهال و تهوع و اختلال مایعات بدن) متمرکز است و با کنترل این علائم میتوان تا حد زیادی احتمال مرگ و میر یا عارضه های بیماری را کاهش داد.

برای مطالعه بیشتر:

آنفلوانزای خوکی در ویکی پدیا : فارسی - انگلیسی

6 اشتباه رایج درباره آنفلوآنزای خوکی

آنفلوانزاي خوكي و نكاتي چند

آیا آنفلوانزا حج را تعطیل می کند؟

Share this Post

کشف جسد در مخزن آب پونک

کارشناسان سازمان آب که برای نمونه‌برداری از آب موجود در مخزن آب شرب پونک مراجعه کرده بودند،جسد متلاشی شده‌ای را داخل مخزن پیدا کردند.

ساعت 22 شب دوشنبه زمانی که کارشناسان سازمان آب جهت نمونه‌برداری از آب موجود در مخزن آب شرب پونک مراجعه کرده‌اند، پس از برداشتن درب مخزن بوی تعفنی را احساس کرده و مشاهده کردند که یک جسد متلاشی شده داخل مخزن وجود دارد.

در پی اعلام موضوع به مراجع انتظامی، قاضی محمدحسین شاملو بازپرس کشیک قتل پایتخت از این موضوع باخبر شد و دستور تخلیه، گندزدایی و ضد عفونی 17 میلیون متر مکعب آب این مخزن را صادر کرد.

بازپرس شعبه اول بازپرسی (ویژه قتل) دادسرای امور جنایی تهران در این زمینه به ایسنا گفت: دستوراتی که در این زمینه صادر شده مبنی بر این است که اولاً چرا منطقه مذکور حفاظت شده نبوده و درب مخزن نیز قفل نبوده است. مشخص نیست جنسیت جسد مرد است یا زن؟ و از آنجا که یک ماه از مرگ صاحب جسد گذشته، جسد در داخل آب دچار فشار شدید نئشی شده است.

همچنین براساس اظهارات شاملو مشخص نیست که متوفی دست به خودکشی زده و یا پس از قتل، جسدش به داخل مخزن انتقال یافته است.

پس از انتشار خبر وجود یک جسد در مخزن آب منطقه کن، اداره آب و فاضلاب وزارت بهداشت نیز موضوع را از طریق دانشگاه علوم پزشکی ایران که مسئولیت بهداشت و درمان این منطقه را دارد، پیگیری کرد. غلامرضا شقاقی رئیس اداره آب و فاضلاب وزارت بهداشت درباره نتایج این پیگیری‌ها به فارس گفت: سازمان آب و فاضلاب باید پاسخگوی وجود جسد در مخزن آب منطقه کن تهران باشد، زیرا مخزن آب یک منطقه امنیتی است و هر کسی اجازه ورود ندارد. کنترل مخازن آب به عهده وزارت نیرو و سازمان آب و فاضلاب هر منطقه است و مسئولان این دستگاه هر روز منابع و مخازن آب شرب را کنترل می‌کنند، مخازن آب جزو مناطق خاص امنیتی است و هر کسی اجازه ورود و خروج به این مخازن را ندارد، حتی مأموران بهداشت محیط نیز با هماهنگی‌های خاصی برای بازدید از این مخازن وارد آن می‌شوند.

شقاقی اعلام کرده در صورتی که کلرزنی آب به درستی انجام شده باشد، اغلب آلودگی‌های میکروبی احتمالی جسد از بین می‌رود با این حال باید بررسی شود که آیا جسد آلوده به میکروب یا انگل بیماری خاصی بوده است یا نه اما تاکنون هیچ گزارشی دال بر انتشار بیماری خاصی در محدوده منطقه‌ای که از آب این مخزن استفاده می‌کنند، نداشته‌ایم.

براساس اظهارات رئیس اداره آب و فاضلاب وزارت بهداشت، بیماری‌هایی که ممکن است از طریق آب منتقل شوند، بیشتر بیماری‌های روده‌ای، اسهالی یا حتی وباست که در صورت بیماری فرد متوفی ممکن است منتقل شود، بنابراین مأموران بهداشت محیط نظارت مستمری بر مخازن آب ندارند و فقط به صورت تصادفی آب شرب مناطق مختلف را کنترل و آزمایش می‌کنند، اما این موضوع در حال بررسی است و گزارش آن پس از بررسی دقیق اعلام می‌شود.

منبع: سایت خبر آنلاین

Share this Post

دو جفت عکس

محمدعلی ابطحی ، قبل و بعد از بازداشت

محمدعلی ابطحی ، قبل و بعد از بازداشت

محمد ابطحی: در زندان با ما خیلی خوب رفتار کرده اند!

خبرنگاری که مجری مراسم اعتراف هم میشود

خبرنگاری که مجری مراسم اعتراف هم میشود

به هرحال خرج زندگی سنگین است و با یک شغل نمی شود امورات را گذراند

Share this Post